آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چند روزی است که برای بار دیگر شاهد هتک حریم مقدس امام هادی علیه السلام هسیتم. نمی دانم غربت آن امام بزرگوار و مهربان را چگونه باید بیان کرد.

دیروز حرم مطهرش را ویران کردند و امروز به حریم مقدسش تعرض نمودند.

آنها که نمی خواهم نام ناپاکشان را بر قلم بیاورم، با این اقدام خود قلب امام عصر(عج) را جریحه دار نمودند.

هر چند مثل روز روشن است که این اقدامات اولاً از نفس سرکش و پلید افرادی بیگانه‌ی با پاکی و معنویت سرچشمه می‌گیرد که تنها و تنها می توان آنها را سپاهیان ابلیس نامید، اما نباید از این نکته غافل بود که دشمنان قسم خورده تشیع به عنوان مهمترین حامیان این اعمال سیاه و شیطانی هدایت و رهبری آن را بر عهده دارند. استعمار و استکبار و به تبع آنها فرقه ساختگی وهابیت نقش تعیین کننده‌ای در اجرایی شدن این نقشه‌ها دارند.

امسال در آستانه شهادت امام دهم حضرت علی النقی علیه السلام، وظائف جدی‌تری بر عهده داریم.

اولاً باید آگاهانه با این اقدامات پلید برخورد کنیم. و به بهانه خشم مقدسمان از این بی حرمتی، به نشر و انتشار محتوای شیطانی و حتی ذکر نام کثیف عوامل آن نپردازیم.

هرچند مثل روز روشن است که این اقدامات اولاً از نفس سرکش و پلید افرادی بیگانه‌ی با پاکی و معنویت سرچشمه می گیرد که تنها و تنها می توان آنها را سپاهیان ابلیس نامید، اما نباید از این نکته غافل بود که دشمنان قسم خورده تشیع به عنوان مهمترین حامیان این اعمال سیاه و شیطانی هدایت و رهبری آن را بر عهده دارند. استعمار و استکبار و به تبع آنها فرقه ساختگی وهابیت نقش تعیین کنند ه ای در اجرایی شدن این نقشه ها دارند

ثانیاً با اقامه ی با شکوه‌تر عزای آن امام همام به غربت زدایی از آستان مقدس حضرت هادی علیه السلام بپردازیم.

 

امسال برای بزرگداشت امام مظلوممان حضرت هادی(علیه‌السلام)، شما جه برنامه‌ای خواهید داشت؟

به نام خدا

توهین در هر آیین و دیاری ناپسند است تا چه رسد که توهین به ساحتی مقدس و حضرتی آسمانی باشد. وجودی که هادی عالم و آدم است و امام خوبیها!
اکنون در این مقال حرف را کوتاه می کنیم چون دل ریش و حال زارمان از بی حرمتی نزار است و نایی جز برای فریاد ای وای نیست.
تنها آمده ایم با شما که اهل ادب هستید و گوهرشناس و البته با غیرت قدسی، همراه شویم و بر این ننگی که رقم خورده، بخروشیم.
آهای آدم ها که هنوز در این نعره آتش و آهن که از زمین و زمینیان برخاسته، چشم بر آستان آسمان دارید و دلی که حریم خوبیهاست!
آهای مردان عصر نامردی، ای شیعیان!
بیایید محکوم کنیم بی حرمتی به ساحت پاک امام هادی (علیه السلام) را بیایید با طنین السلام علیک یا علی ابن محمد النقی، جیغ خفاشان کور را که تاب نور ندارند؛ نابود کنیم.

پی نوشت: اینجا عرصه اعتراض و محکوم کردن اهانت آن خواننده کذایی به ساحت حضرت علی النقی، امام هادی علیه السلام است. با امضای این صفحه ارادت خود را به پاکی و امام پاکیها عرضه کنید.

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=209002

برچسب‌ها: امام دهم حضرت علی النقی علیه السلام, هتک حریم, توهین, اهانت


فاطمیه آمد وآن همدم ومونس کجاست؟

 

شمع میپرسد زپروانه گل نرگس کجاست؟

 

در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا

 

تا نپرسند این جماعت بانی مجلس کجاست؟


 سردار بدر و خیبر "دیگر ز پا فتاده

دستی به دوش سلمان "دستی به سر نهاده

مهدی بیا کمک کن "جد مطهرت را

بیرون ببر ز خانه" تابوت مادرت را

این خطبه بر لوح محفوظ نقش بست و جبرئیل بر رسول خدا (ص) قرائت کرد: الحمدردائى و العظمه کبریائى و الخلق کلهم عبیدى و امائى یا ملائکتى و سکان جنتى بارکوا على على بن ابیطالب حبیب محمد و على فاطمه بنت محمد فانى قد بارکت علیهما و قد زوجت احب النساء الى من احب الرجال الى من النبین المرسلین. (1)
ستایش رداى من و عظمت و بزرگى مخصوص من و تمام خلق بده من و کنیز مند اى فرشتگانم و اى ساکنان بهشت من، بر دوستدار محمد یعنى على بن ابیطالب تبریک بگویید و بر فاطمه دختر محمد مبارکباد بگویید زیرا من بر آن دو برکت دادم و محبوبترین زنان را به محبوبترین مردان از انبیاء و رسولان تزویج نمودم.
در همان سند آمده که یکى از فرشتگان بنام راحیل عرض کرد بارالها برکت آنها در چیست؟ خطاب شد: محبت آنها را بر جمیع خلایق واجب گردانیدم و آنها را حجت خود بر خلق قرار دادم و به عزت و جلال خودم که ذریه آنها را خزانه‏دار خود در زمین ساخته و تمام معادن عالم را به دست آنها سپردم و پس از انبیاء به وجود آنها بر خلق احتجاج مى‏کنم.
در کشف‏الغمه از انس بن مالک روایت مى‏کند که گفت: من در حضور حضرت خاتم‏الانبیا (ص) بودم که آثار وحى در جبینش ظاهر گشت و پس از لحظه‏اى فرمود: اى انس مى‏دانى که جبرئیل به من چه پیغام آورده؟ گفتم: نه یا رسول‏اللَّه فرمود: جبرئیل به من از جانب خدا پیغام آورد که خدا فرمان داده تا فاطمه را به على تزویج کنم آنگاه به من فرمود: برو ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر و انصار را خبر کن تا حاضر شوند من اطاعت کردم چون مجلس به مهاجر و انصار آراسته شد على علیه‏السلام را خواست و فرمود یا على پروردگار مرا امر فرموده که فاطمه را براى تو عقد کنم به چهار مثقال نقره آیا راضى هستى؟ عرض کرد: یا رسول‏اللَّه راضى هستم همه حضار مبارکباد گفتند سپس رسول خدا (ص) به منبر رفت خطبه عقد را ایراد فرمود.

1 ـ مناقب ابن شهر آشوب ج 2/ 106


خواص سوره حمد (شفای بیمار) 3001
2 خواص سوره انعام (برطرف شدن ترس از نفس) 3205
3 خواص سوره اصحاب کهف (آمرزش و نجات از فتنه دجال) 2060
4 خواص سوره بنی اسرائیل (زیارت امام زمان ع) 2086
5 خواص سوره اصحاب کهف (فقر و قرض ایمن گردد) 1913
6 خواص سوره کوثر (دور کردن کسی از خود) 3399
7 خواص سوره بقره (خیر و برکت ـ دوری از شیطان ـ شفای دیوانه) 2333
8 خواص سوره حشر (همه چیز برایش صلوات فرستند و استغفار کنند) 3598
9 خواص سوره ملک (بر بال ملائکه آید و صورت یوسف دارد) 3742
10 خواص سوره جن ( از شر جنیان و سحر ایمن باشد و ام و قرض بر طرف شود) 4350
11 خواص سوره عم یتسائلون (زیارت خانه خدا) 2084
12 خواص سوره حج (زیارت بیت الحرام) 1196
13 خواص سوره طور (خیر دنیا و آخرت و نجات از زندان) 1824
14 خواص سوره لقمان 2076
15 خواص سوره اقتربت الساعه (سوار بر ناقه بهشتی) 873
16 خواص سوره احقاف (قوت جسم و حسنه زیاد) 1978
17 خواص سوره دخان (مالش دل گرفتار است شفا یابد 2697
18 خواص سوره جمعه (کفاره گناهان تا جمعه دیگر) 1736
19 خواص سوره اذا وقعت الواقعه 2548
20 خواص سوره انا انزلناه (منافق نشود) 1056
21 خواص سوره اذا وقعت الواقعه (زایمان دشوار) 992
22 خواص سوره اذا وقعت الواقعه (خیر وبرکت و نجات از غفلت) 1423
23 خواص سوره (ص) (ثواب زیاد و شفاعت نماید) 878
24 خواص سوره (ص) (جلوگیری از گناه رسوای ظالم) 1227
25 خواص سوره هم دخان (نجات از مکر شیطان) 1343
26 خواص سوره یس (قلب قرآن است) 4143
27 خواص سوره شعرا ـ نمل ـقصص ( در بهشت عدن و تزویج حورالعین) 1998
28 خواص سوره الم تنزیل ـ تبارک الذی بیده الملک (احیاءأ شب قدر ) 1691
29 خواص سوره الم سجده (بدن حساب) 1533
30 خواص سوره سبا ـ فاطر ( در حمایت خداوند عالم) 2010
31 خواص سوره انا انزلناه‌(در وقت خواب)

روشن‌ترین گواه بر اینکه مسئله‌ی خونخواهی عثمان و تسلیم قاتلان او بهانه‌ای بیش نبود و معاویه در زیر آن سرپوش، خواهان زعامت و خلافت بود، این است که پس از آنکه علی (ع) به شهادت رسید و معاویه زمام امور را به دست گرفت، چیزی که از آن سخن نگفت مسئله‌ی خون عثمان و دستگیری قاتلان او بود.


معاویه
پس از قتل عثمان، نعمان بن بشیر با پیراهن خونین وی به شام رفت و اوضاع مدینه را گزارش کرد. معاویه بر بالای منبر رفت و پیراهن عثمان را به دست گرفت و به مردم نشان داد و آنان را به گرفتن انتقام خون خلیفه دعوت کرد. مردم با دیدن پیراهن خونین خلیفه سخت گریستند! و گفتند: تو پسر عموی خلیفه و ولی شرعی او هستی. ما نیز مانند تو خواهان انتقام خون او هستیم. سپس با او به عنوان امیر منطقه‌ی شام بیعت کردند.

معاویه افرادی را برای آگاه ساختن شخصیت‌های برجسته‌ای که در استان شام می‌زیستند اعزام کرد و نامه‌ای نیز به شرحبیل کندی، شخصیت با نفوذ شهر حمص، نوشت و از او درخواست کرد که با او به عنوان امیر منطقه‌ی شام بیعت کند. وی در پاسخی جالب برای او نوشت:

" تو خطای بزرگی مرتکب شده‌ای و از من درخواست می‌کنی که با تو به عنوان امیر بیعت کنم. خون خلیفه‌ی پیشین را آن کس می‌تواند باز ستاند که خلیفه‌ی مسلمین باشد نه امیر منطقه. از این جهت، من با تو به عنوان خلیفه‌ی مسلمین بیعت می‌کنم."

وقتی نامه‌ی شرحبیل به معاویه رسید سخت خوشحال شد و نامه را برای مردم شام خواند و از آنان به عنوان خلیفه‌ی مسلمین بیعت گرفت. سپس باب مکاتبه را با علی (ع) گشود. [1] .

هنگامی که معاویه از بیعت مردم مدینه با علی (ع) آگاه شد، پیش از آنکه نامه‌ای از امام به وی برسد دو نامه، یکی به زبیر و دیگری به طلحه، نوشت و هر دو را بر قبضه کردن دو شهر بزرگ اسلامی عراق، یعنی کوفه و بصره، تشویق و تحریک کرد. در نامه‌ی خود به زبیر چنین نوشت: «من از مردم شام برای تو بیعت گرفته‌ام. پس زودتر خود را برای تصرف کوفه و بصره آماده ساز. و من پس از تو با طلحه بیعت کردم. هرچه زودتر به خونخواهی عثمان قیام کنید و مردم را برای آن فرا خوانید

این بخش از تاریخ حاکی است که مزاج معاویه آنچنان آماده‌ی پذیرش خلافت بود که با بیعت شخص با نفوذ شهر حمص فوراً خلافت خود را در شام مطرح نمود و از مردم آنجا، بی آنکه به بیعت انقلابیون به ویژه بیعت مهاجرین و انصار با علی (ع) اعتنا کند، برای خود بیعت گرفت.گویا زمینه را از سالیان پیش آنچنان فراهم ساخته بود که در یک مجلس طرح مسئله‌ی بیعت و اخذ آن پایان پذیرفت!

هنگامی که معاویه از بیعت مردم مدینه با علی (ع) آگاه شد، پیش از آنکه نامه‌ای از امام به وی برسد دو نامه، یکی به زبیر و دیگری به طلحه، نوشت و هر دو را بر قبضه کردن دو شهر بزرگ اسلامی عراق، یعنی کوفه و بصره، تشویق و تحریک کرد. در نامه‌ی خود به زبیر چنین نوشت: «من از مردم شام برای تو بیعت گرفته‌ام. پس زودتر خود را برای تصرف کوفه و بصره آماده ساز. و من پس از تو با طلحه بیعت کردم. هرچه زودتر به خونخواهی عثمان قیام کنید و مردم را برای آن فرا خوانید».

زبیر از مضمون نامه بسیار خوشحال شد و طلحه را از آن آگاه ساخت و هر دو مصمم شدند که بر ضد امام (ع) قیام کنند.

معاویه نامه‌ی دیگری به طلحه نوشت که مضمون آن با نامه‌ای که به زبیر نوشته بود کاملاً مغایر بود. وی در آن نامه نوشته بود: «من کار خلافت را بر هر دو نفر شما هموار ساخته‌ام. هرکدام از شما خلافت را به دیگری واگذار کند، پس از درگذشت او، دیگری خلیفه مسلمین خواهد بود». [2] .

بعد از این قضیه بود که امام در جایی فرمود: سفیر امام (ع) ضمن نامه‌ای نظر معاویه را به آن حضرت گزارش کرد. امام (ع) در پاسخ وی یادآور شد که: "معاویه می‌خواهد با من بیعت نکند و سرانجام به مقصود خود برسد و با وقت گذرانی و پیش کشیدن طرح خود مختاری شام و مصر جای پای خود را محکم سازد. بنابراین، چنانچه او بیعت کرد چه بهتر، در غیر این صورت شام را ترک کن و به سوی ما بشتاب

شکی نیست که هدف از تحریک طلحه و زبیر بر دعوی خلافت و تصرف کوفه و بصره، جز تضعیف موقعیت امام (ع) و محکم کردن جای پای خود در محیط شام نبود، تا با ایجاد اختلاف در صفوف امام و همکاری آن دو نفر بتواند زمام کار را از دست علی (ع) بگیرد و در صورت موفقیت، پیروزی بر طلحه و زبیر کار آسانی بود.

 

سوء استفاده از قتل عثمان

یکی از دلایل روشن بر این که معاویه خواهان خلافت بود این است که وی در دوران خلافت امام (ع) بیش از هر چیز بر مسئله‌ی قاتلان عثمان تکیه می‌کرد و از علی (ع) می‌خواست که آنان را تحویل دهد.

امام علی

او به خوبی می‌دانست که قاتلان عثمان یک یا دو نفر نبودند که امام آنان را دستگیر کند و تحویل دهد. زیرا صفوف مهاجمان را گروهی از اهل مدینه و تعداد زیادی از اهالی مصر و عراق تشکیل می‌داد که خانه‌ی خلیفه را محاصره کردند و او را کشتند و شناسایی چنین گروهی امکان پذیر نبود. معاویه خود این مشکل را بیش از همه درک می‌کرد. و هدف او دستگیری کلیه‌ی مهاجمان بود، نه مباشران قتل خلیفه. از این گذشته، رسیدگی به چنین حادثه‌ای از شئون خلیفه‌ی اسلام است نه پسر عمو (با چند واسطه‌ی) خلیفه، و تحویل قاتلان خلیفه از جانب امام (ع) به معاویه، خود اعتراف به خلافت معاویه تلقی می‌شد.

روشن‌ترین گواه بر اینکه مسئله‌ی خونخواهی عثمان و تسلیم قاتلان او بهانه‌ای بیش نبود و معاویه در زیر آن سرپوش، خواهان زعامت و خلافت بود، این است که پس از آنکه علی (ع) به شهادت رسید و معاویه زمام امور را به دست گرفت، چیزی که از آن سخن نگفت مسئله‌ی خون عثمان و دستگیری قاتلان او بود. حتی هنگامی که دختر عثمان دامن معاویه را گرفت که انتقام خون پدر او را از قاتلان بگیرد گفت: این کار از من ساخته نیست و کافی است که تو دختر عموی خلیفه‌ی مسلمین باشی!

 

پشت پرده رفتارهای معاویه

به طور کلی سیاست معاویه در آن ایام این بود که با اتلاف وقت و عدم بیعت مقدمات خلافت خود را مهیا کند.نمونه‌ای از این رفتار را می‌توان در اوایل جنگ صفین دید که امام نامه‌ای را برای معاویه فرستاد؛اما او در نهایت جواب داد که: حکومت شام و مصر را به صورت خود مختاری به او واگذار کند و خراج و مالیات این دو منطقه در اختیار او باشد و پس از درگذشت امام، او خلیفه‌ی مسلمین گردد.

بعد از این قضیه بود که امام در جایی فرمود: سفیر امام (ع) ضمن نامه‌ای نظر معاویه را به آن حضرت گزارش کرد. امام (ع) در پاسخ وی یادآور شد که:

"معاویه می‌خواهد با من بیعت نکند و سرانجام به مقصود خود برسد و با وقت گذرانی و پیش کشیدن طرح خود مختاری شام و مصر جای پای خود را محکم سازد. بنابراین، چنانچه او بیعت کرد چه بهتر، در غیر این صورت شام را ترک کن و به سوی ما بشتاب." [3]

 

پی نوشت ها :

*با تصرف و تلخیص از کتاب فروغ ولایت

[1] الامامة و السیاسة، ج 1، ص 70 تا 69.

[2] شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن‌ابی‌الحدید، ج 1، ص 7.

[3] الامامة و السیاسة، ج 1، ص 89؛ وقعة صفین، ص 538.